دنیای من...
همیشه لحظه هایی هستند که دلم برای تو تنگ می شود...من نام این لحظه هارا گذاشتم همیشه
دوشنبه سی ام تیر 1393
عید فطر....
هعییییی یروری از خواب بیدار میشی میبینی کل زندگیت عوض شده خوبی خوشحالی

...همه چی خوبه روزای خیلی قشنگی رو پیش روت داری دلت خوشه به چیزای بد فک نمیکنی...هعییییییییی ولی غافل از اینکه شدی سرگرمی...بازیچه...پر کردن به تنهایی که خیلی زود ازش پرت میشی بیرون...

هعییییییی کل زندگیتو میذاری وسط سر زندگیت بازی میکنی.....یه کارایی میکنی که همه چی خدب بمونه....از خیییلی چیزا میگذری خیلی چیزا.....میشی یه ادم دیگه....

اما پشیمونم نیسی چون خودت میخوای.....

خیلی اعتماد داری...یذره شکنداری.....با تمام وجود باورش داری....حتی یلحظه فک نمیکنی چیری بخواد عوض بشه...یا تو بشی یه ادم مزاحمو اضافیو اشغال ...پست میشی...گوه میزنه تو زندگیت....حرف بزنی طلبکاره....

هی میگی میخوام برم تا شاید باز دلننگیو ببینس تا شاید باز ناراحتی از که بخاطر توا ببینی تا شاید باز همون ادم دوماه پیشو همون ادم دوسال پیشو ببینی...اما خبری نیس....

باورت نمیشه....اون هس اما نیس...تو فقط با گذشتش زندگی میکنی..با روزای خوب خیلی وقت پیش....داد میزنی ناراحت میشی گم میشی اما ار اون خبری نیس که نیس.....حالا تنها شدی......حالا دیگه همه چی خراب شده....هیچی درس نمیشه......ناراحتیت دیگه مهم نبس.....دل شکستت دیگه ارزشی نداره.....تحقیر میشی.....هعی یاد یه جمله افتادمکه میگه"بعضی ادما بهت نمیگن برو اما کاری میکنن که خودت بری"توهم دقیقا میشی مث این ادما که خودشون میرن.....

یشب....یشب خاص دنیات نابود میشه....کمرت میشکنه....سست میشی...دستات میلرزه....تمام وجودت اتیش میگیره....اعتمادی که داشتی....باوری که داشتی.....

همش تو یه لحظه نابود میشه.....تو یه لحظه همه ی زندگیت دود میشه میره هوا....ولی تنها حرفی که میشنوی اینه مگه چیکار کردم.....باز شرو نکن.....

خیلی جالبه....توی همون شب توی همون جایی که زندگیت ساخته شد نابود پیشه.....نویی که تو خوابم هواشو داشتی تموم میشی نابود میشی.....

ادما فقط وقتی خودشون بخوان شمارو نگه میدارن.....بعد پرتت میکن بیرون.....نامردانه شاخ میشن برات کسایی که یروز ارزوشون بود یه اپ وبت مال اونا باشه...

حالا زندگی کنین رو دل شکسته ی کسی که بهش میگفتین زندگی خونه جدیدتونو بسازین...

خدا بزرگه.....خدای من خیلی بزدگه.....کیی گه تو شب قدر موقع قران سر گذاشتن یچیزیو یادم اورد عجییبب...همون لحظه بخشیدم...اما باز نامردی دیدم....

یروزی یه اتفاقی میفته که باز ارزوی بودنت میره تو دلش شک نکن...اون روز تو فقط میگی باز زندگبمو خراب نکن....راه خروج پشت سرته....

+ 10:55 || shima
شنبه بیست و هشتم تیر 1393
شروع دوباره
هعییییییی....یادش بخیر....چه زود گذشت این 3،2سال.. باز شرو میکنم.... به امید خدا
+ 2:43 || shima
شنبه بیست و هشتم تیر 1393
شروع دوباره
هعییییییی....یادش بخیر....چه زود گذشت این 3،2سال.. باز شرو میکنم.... به امید خدا
+ 2:43 || shima
شنبه بیست و هشتم تیر 1393
شروع دوباره
هعییییییی....یادش بخیر....چه زود گذشت این 3،2سال.. باز شرو میکنم.... به امید خدا
+ 2:42 || shima
چهارشنبه چهارم تیر 1393
هه....
ازتنهای بمیر...ولی زاپاس عشق کسی نشو....

+ 11:4 || shima
چهارشنبه چهارم تیر 1393
تلخه مث زهر....
بعـــضی حقایق خیلی سادس..

ولی درکش خیلی پیچیده وســـخته ،

مــثل کناراومدن باجـــمله ی:

[ خب دوستــت نداره مگــه زوره ]

+ 11:2 || shima
چهارشنبه چهارم تیر 1393
بی انصاف...
+ 11:1 || shima
" loop="-1" >